ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

409

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

است كه بداند در معرض غضب خالق قرارگرفتن سختتر و شديدتر است از اينكه در معرض دشمنى مخلوق قرار گيرد ، و كسى كه غيبت مىكند قطعا در معرض خشم و دشمنى خدا واقع مىشود ، و نمىداند كه از خشم و ناخشنودى مردم رهائى خواهد داشت يا نه ، پس با عمل خود ذم و سخط خداوند را هم اكنون حاصل مىكند ، و منتظر دفع ذم مردم در آينده مىماند ، و اين نهايت نادانى و واماندگى و بىبهره بودن است . و امّا غيبت كردن ديگرى به اين بهانه كه وى نيز فلان كار قبيح را مرتكب شده از اين جهت كه عذرى براى خودش باشد ، مثلا بگويد من حرام خوردم ، چون فلان شخص نيز حرام خورد ، و مال سلطان را قبول كردم ، زيرا فلانى نيز پذيرفت ، با اينكه او از من داناتر است ، شكَّى نيست كه اين جهل و سفاهت و عذر بدتر از گناه است ، زيرا عذر خود را پيروى از كسى كه نبايد به او اقتداء كند قرار داده است . از كسى كه با خدا مخالفت مىكند هر كه باشد نبايد پيروى كرد ، كه اگر كسى داخل آتش شود و او بتواند داخل نشود آيا در دخول به آتش از وى پيروى مىكند ؟ و اگر داخل شود سفيهى احمق به شمار مىآيد ، و فعلش گناه و عذرش كودنى و حماقت است ، و بنا بر اين ميان دو معصيت و حماقت را جمع كرده ، و همانند گوسفندى است كه چون ببيند بز پيشاهنگ گله خود را از كوه پرت كرد او نيز خود را به دره اندازد ، و اگر اين گوسفند زبان مىداشت و عذر كارش اين بود كه بز پيشاهنگ كه از من زيركتر بود خود را به دره افكند پس من همچنين كردم ، همين غيبت كننده كه عذر مىآورد به او مىخندد ، با اينكه حال او مانند حال گوسفند است ولى به خود نمىخندد . و شگفت اينكه بعضى از اشقياى عوام ، كه دلهاشان آشيانهء شيطان گشته ، و عمرشان در گناهان صرف شده ، و آنقدر از مظلمهء مردم بر گردنشان جمع آمده كه ديگر اميد خلاصى ندارند ، نفس خبيثشان تمايل دارد كه معاد و حساب و حشر و عقابى نباشد ، و چون شيطان اين ميل را در دل آنها يافته ، از كمين بيرون آمده ، و به وسوسهء آنان پرداخته و انواع شك و شبهه در دلشان انداخته ، تا آنجا كه عقايدشان را سست و ضعيف و تباه ساخته ، و در مقام عذر تراشى از اعمال ناشايست